من 1 نفر - شما 99 نفر
 
 
آنچه که برایان تریسی - هیل - فیشر - اسپنسر جانسون - بلانچارد - پاندر - وین دایر و... می گویند
 
(از سری داستانهای کوتاه بیست خطی)داستان شماره 74

 

"خیانت - فقر"

 

در طول هفته بی آنکه همسرش بفهمد، دو سه روزی با او بود!

 

در خریدهای مخفیانه، چیزهای زیادی برای او میخرید!

 

در مترو، در تاکسی، در شرکت، در خواب، در هر جا به فکر او بود!

 

در این که دستش به قرض گرفتن دچار شده بود، عذاب می کشید!

 

در دعواهای شبانه با همسرش دست بزن داشت!

 

در بازی با بچه های همیشه گرسنه اش، نه حوصله داشت نه اعصاب!

 

در خلاصی از دست طلبکارا وامانده  بود!

 

در میان هیچ قوم و خویشی اعتبار نداشت!

 

در فقر می سوخت اما چاره ای نمی یافت!

 

در حقوق ماهیانه اش هیچ برکتی حس نمیشد!

 

در آشپزخانه، در یخچال، در کابینت و در سفره، بوی گند نداری بود!

 

در کتابخانه شرکت، کتابی به دستش رسید. آن را ورق زد... صفحه بیست.

 

در انتهای صفحه بیست جمله ای دید:"رسول اکرم(ص):خیانت، فقر به همراه دارد."

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط حسن ایمانی  | 
(از سری داستانهای کوتاه بیست خطی)

داستان کوتاه73

 

"فایده دل!!"

 

 

استاد از دانشجوها خواست درباره فایده دل هر چی به ذهنشون میرسه توي دو سه خط  براش اس ام اس بفرستن! آخر شب با حوصله نشست پیام هارو چک کرد:

اولین دانشجو:

_به نظر من،  فایده دل اینه که توی عشقبازی ببازه. اصلا عاشقی که دل نبازه، عاشق نیست!

دومی:

_فایده دل اینه که بگیره! اگه نگیره دل نیست!

سومی:

_دل هیچ فایده ای نداره استاد، تا وقتیکه جایی برای خدا باز نکنه.

چهارمی:

_از اینکه نمیدونم پیام من نمره میگیره یا نه دلشوره دارم. دل واسه همین وقتها خوبه استاد!

پنجمی:

_دل برای محکم کاری به درد میخوره! اگه توی کاری دلت قرص نشه، انجامش نمیدی!

ششمی:

_دل هیچ فایده ای نداره! همش آدمو گیج میکنه استاد! یه دلم میگه برم، یه دلم میگه نرم!

هفتمی:

_فایده دل اینه که آدمو متوجه عاشق شدن میکنه! وقتی دادیش رفت! دلداده شنیدید استاد؟!

هشتمی:

_استاد، میگن دل به دل راه داره! دل فقط واسه همین کانال زدنها به درد میخوره دیگه!

نهمی:

_استاد، دل به درد ترشی انداختن میخوره! آخه هر شب ننه م میگه دلم مث سیرو سرکه میجوشه!

دهمي:

_چيزي كه هي بخواد بشكنه هي چسب ماليش كرد، به چه درد ميخوره! دل رو ميگم استاد!

...

لا به لای اینهمه پیام جالب و گاهی هم بی مزه، یه پیام از دخترش داشت که چندین بار خوندش:

_سلام بابا. زنگ نمیزدم چون گفتم شاید توی کلاس باشی. فقط خواستم بگم دوستت دارم و دلم واست یه ذره شده!

 

 

 

_

 |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط حسن ایمانی  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا